همه چی و هیچ چی
شنبه 31 تیر ماه سال 1385 ساعت 10:18 PM

با سلام

به اطلاع دوستان می رسانم که گروه برنامه نویسی SUN فعالیت خود را آغاز کرد.

جهت ارتباط با گروه میتوانید با email های زیر ارتباط برقرار کنید.

Email address

SunSystemGroup@gmail.com

SunSystemGroup@yahoo.com

زبانهای برنامه نویسی : Delphi , .net , ASP, PHP   و  ...

برنامه های اداری

برنامه های حسابداری و مالی

برنامه های فرهنگی

و هر چه شما بخواهید (با ما باشید و چون خورشید بدرخشید)

تخفیف ویژه برای دانشجویان

SSG خورشیدی درخشان در علم کامپیوتر

پنجشنبه 29 تیر ماه سال 1385 ساعت 9:53 PM

الکامپ ۲۰۰۶

محل دائمی نمایشگاههای بین المللی تهران

 ELECOMP 2006 TEHRAN

الکترونیک و کامپیوتر

 

جمعه 23 تیر ماه سال 1385 ساعت 9:03 PM

بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ در ۲۴ کیلومتری شهر سانس در بزرگراه RN5 حاشیهٔ دهکدهٔ پتی‌ویل نزدیک مونته‌رو یک خودرو فاسل-وگا از جاده منحرف می‌شود و به درختی می‌کوبد و تکه تکه می‌شود. آلبر کامو در صندلی عقب خودرو نشسته بود. اودر این سفر همراه خانوادهٔ دوست ناشرش میشل گالیمار بود.

 زندگی ادبی کامو         document 2074

برای این بخش از این مقاله منبعی نیامده‌است. لازم است بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود.

در دوران جنگ کامو به عضویت سلول مقاوت فرانسه پیوست، و در آنجا بود که یک روزنامه زیرزمینی موسوم به مبارزه را به چاپ می‌رساند. این گروه بر علیه نازی‌ها مطلب می‌نوشت، و کاموس در آن لقب Beauchard گرفت. کامو در سال 1943 به عنوان ویراستار روزنامه انتخاب شد، و هنگامی که پاریس به دست متقین آزاد شد و گزارش آخرین نبردها را می‌داد. نهایتا وی در سال 1947 هنگامی که روزنامه به صورت تجاری درآمده بود از «مبارزه» کنار کشید. در همین دوران بود که کامو با ژان پل سارتر فیلسوف و نویسنده بنام فرانسوی آشنا شد. بعد از جنگ کامو یکی از دوستان سارتر شد و در پاتوق دوستان وی که Café de Flore نام داشت و در بولوار سن جرمن پاریس قرار داشت مکررا رفت و آمد می‌کرد. کامو همچنین به ایالات متحده آمریکا سفر کرد تا در مورد وجودگرایی فیلسوفان فرانسوی سخنرانی کند. هر چند او گرایش‌های چپ گرایانه داشت ولی به شدت به انتقاد از فلسفه و دکترین کمونیسم پرداخت و همین امر باعث فاصله گرفتن رفقای کمونیست وی از او شد و با گذشت زمان از سارتر هم فاصله گرفت. در 1949 بیماری سل او عود کرد و این باعث شد که دو سال را در انزوا زندگی کند. در 1951 The Rebel را منتشر کرد که در حقیقت تحلیل فلسفی شورش و اغتشاش و سرکشی و در معنای وسیع تر انقلاب بود که نشانه آشکار رد کمونیسم از سوی وی بود. این کتاب موجب آشفته شدن دوستان و هم قطاران و معاصران کامو جدایی نهایی وی از سارتر شد. پذیرش و قبول سخت کتاب یا به قول دیگر عدم پذیرش آن موجب نا امیدی کامو شد و بعد به جای آن به ترجمه نمایش نامه‌ها روی آورد. سهم و کمک برجسته کامو به فلسفه، در عقاید وی به پوچی متبلور شد هیچ انگاری. پوچی نتیجه میل‌ داشتن‌ انسان‌ها به روشنی‌، نظم‌ وترتیب‌ و مفهوم و معنا داشتن در داخل یک دنیا و شرایطی که هیچ کدام را فراهم نمی‌کند، شرایطی که وی در کتاب The Myth of Sisyphus از آن‌ها گفته است و آن‌ها را در کتاب‌های دیگر خود نیز انعکاس داده است. عده‌ای عقیده دارند که توصیف کامو به عنوان یک پوچ گرا صحیح تر از یک وجود گرا است. در 1950کامو خود را وقف حقوق بشر کرد. در 1952 او از کارش در یونسکو استعفا داد و علت آن پذیرش اسپانیا از طرف سازمان ملل بود، در شرایطی که اسپانیا تحت سلطه دیکتاتوری به نام ژنرال فرانکو قرار داشت. در سال 1953 او از معدود چپ گرایانی بود که به انتقاد از روش‌های اتحاد جماهیر شوروی پرداخت که یکی از آن‌ها سرکوب اعتصاب کارگران در شرق برلین بود. در 1956 نیز او به مخالفت با روش‌های مشابه شوروی در مجارستان پرداخت. او عقاید خود به آرامش‌ طلبی‌ و صلحجویی‌ را حفظ کرد و در همه جا به مخالفت با مجازات اعدام در سراسر جهان پرداخت. هنگامی که جنگ استقلال الجزایر آغاز شد، این مسئله به صورت یک مسئله غامض و غیر قابل‌ حل‌ برای کامو آشکار شد. او با pied-noirs هم دردی می‌کرد و از دولت فرانسه در رابطه با سرزمین‌های شمالی افریقا که به صورت کلنی‌های فرانسه درآمده بودند و اخیرا سر بر شورش و ظغیان گذارده بودند، حمایت کرد. سرزمین‌هایی که به صورت قسمتی جدایی ناپذیر از امپریالیسم جدید اعراب که توسط مصر رهبری می‌شد و تهاجم ضد غربی که توسط روسیه اداره می‌شد تا اروپا را احاطه کند و آمریکا را منزوی گرداند درآمده بود. او هرچند با خودگردانی و حتی با تشکیل فدراسیون موافق بود اما استقلال کامل را برنمی تافت، او معتقد بود که pied-noirs و اعراب می‌توانند در کنار هم زندگی کنند. در هنگام جنگ او از متارکه جنگ با غیر نظامی‌ها حمایت کرد که باعث در امان ماندن غیرنظامی‌ها می‌شد، مسئله‌ای که پذیرفته نشد به دلیل اینکه هر دو طرف جنگ آن را احمقانه نامیدند. دور از نظرها، او در حمایت از الجزایری‌های به زندان افتاده که محکوم به مرگ بودند کار محرمانه‌ای را آغاز کرد. از 1955 تا 1956 او در L'Express به نوشتن پرداخت. در 1957 او برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد، نه به خاطر رمان The Fall، که درست یک سال قبل منتشر شده بود بلکه به خاطر نوشته هایش بر ضد مجازات اعدام در مقاله "Réflexions Sur la Guillotine". وقتی در دانشگاه استکهلم خطاب به دانشجویان سخن رانی می‌کرد به دفاع از موضع انفعالی خود در جریان جنگ الجزایر پرداخت و گفت که همیشه نگران مادرش بوده که در الجزایر زندگی میکرده. ظاهرا روشن فکران چپ گرای فرانسوی این مسئله را به عنوان بهانه‌ای دیگر برای از وجهه‌ عمومی ‌انداختن‌ کامو استفاده می‌کردند. کامو در چهارم ژانویه 1960 در جریان یک سانحه رانندگی، در نزدیکی Sens در محلی به نام "Le Grand Frossard". راننده اتومبیل، هم ناشر کامو بود و هم دوست صمیمی او میشل گالیمار (Michel Gallimard) که او هم در این سانحه جان داد. کامو در گورستان لورمارن (Lourmarin) در منطقه واکلوز (Vaucluse) واقع در نزدیکی مرز فرانسه و ایتالیا در خاک فرانسه به خاک سپرده شد. دو فرزند دوقلو به نام‌های کاترین و جین از او باقی ماندند که اکنون حق چاپ انحصاری آثار پدر را در اختیار دارند.

منبع

  • زین میرویس، دیویدپ. کامو، قدم اول. ترجمهٔ روزبه معادی، نشر شیرازه، ۱۳۸۰، چاپ دوم.ISBN 964-6578-32-2

سه شنبه 20 تیر ماه سال 1385 ساعت 12:06 PM

قهرمانی ایتالیا
این هم در سطح شهر

دوشنبه 5 تیر ماه سال 1385 ساعت 9:05 PM

به امید قهرمانی تیم ایتالیا در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان

در این دنیا کسی نیست یار ما

                           حسرت نبودن عشق شد غمخوار ما

 

یا خدا مرا عاشق کن و راهی میخانه ای دور

                                         تا در آنجا بنوشم جرئه ای از شراب نور